خانومی

مادرم صدایم می‌زند: خانومی!
  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

همدلی

30 شهریور 1404 توسط حَوراء
بسم الله تلویزیون روشن است ساعت 2 بعدازظهر وقت اخبار سراسری است. پشت به تلویزیون نشسته’ام. اخبار شروع می شود نهارم خوشرنگ و بو شده است. قرمزی گوجه فرنگی کنار سفیدی سیب زمینی بشقاب غذایم را رنگین کرده عطرش را به ریه می کشم لقمه اول را که میگیرم سرم… بیشتر »
 نظر دهید »

لبخند فرشته

26 شهریور 1404 توسط حَوراء
در پارک روی زیرانداز نشسته بودم و به درخت شاهتوت و گردوهای اطراف نگاه می‌کردم. بچه ها با پدرشان بازی می‌کردند؛ گرگم به هوا وسطی بدو بدو، گاهی هم سراغ وسیله‌های بازی پارک می‌رفتند. عمیق نفس کشیدم بوی چمن اب داده شده را حس کردم، افتاب از لابه لای شاخ و… بیشتر »
 نظر دهید »

سلبریتی

24 شهریور 1404 توسط حَوراء
بسم الله مادری همه جای جهان یکرنگ است چون مادری یک نیروی درونی وخداداد است ومنطبق بر فطرت . خانواده ما پر جمعیت بود و پر رفت وآمد ما چند فرزند در سنین مختلف بودیم مادرم همه ما را جمع می‌کرد زیر درخت توت حیاط روی تخت چوبی .برایمان میوه و کیک‌های دست‌پخت… بیشتر »
 نظر دهید »

آغوش خدا

24 شهریور 1404 توسط حَوراء
بسم الله با کودکم تندی می‌کنم و او با گریه به آغوشم بر می‌گردد و من محکم‌تر بغلش می‌کنم و می‌بوسمش. می‌داند دوستش دارم و به من خوش گمان است. کاش من هم در سختی‌ها همین‌قدر به خدا خوش باور باشم که به آغوشش بروم و بگریم تا او هم محکم‌تر در آغوشم بگیرد که… بیشتر »
 نظر دهید »
شهریور 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        

خانومی

نوشتن برای زیستن

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس