لبخند فرشته
26 شهریور 1404 توسط حَوراء
در پارک روی زیرانداز نشسته بودم و به درخت شاهتوت و گردوهای اطراف نگاه میکردم. بچه ها با پدرشان بازی میکردند؛ گرگم به هوا وسطی بدو بدو، گاهی هم سراغ وسیلههای بازی پارک میرفتند. عمیق نفس کشیدم بوی چمن اب داده شده را حس کردم، افتاب از لابه لای شاخ و… بیشتر »